تبليغاتX
عشق و تنهایی





عشق و تنهایی

منوي اصلي
وضعيت ياهو
موضوعات وب
آثار تاريخي
<
نویسندگان
پيوندهاي روزانه
لينكدوني
لينكدوني
لينكدوني
لينكدوني
لينكدوني
لينكدوني
لينكدوني
لينكدوني
لينكدوني
آمار بازديدكنندگان
لوگوي دوستان
طراح قالب
<
مطالب پیشین

بارون
عشق چیست؟
پست ثابت
JUST I LOVE YOU
گمگشده
انتخاب کن
دلتنگی
دوست دارم
درد و حسرت فراق
آدم ها

پيام نما
پست ثابت

این پست ثابت است و هیچ مطلبی در آن قرار نمی گیرد اطفا برای خواندن مطالب به پست های پایین مراجعه کنید.

بنر دوستان

افزايش بازيد;




|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 3:18 بعد از ظهر
بارون

عشق ایستادن زیر باران و خیس شدن باهم نیست

عشق آن است که یکی برای دیگری چتری شود

و او هیچوقت نفهمد که چرا خیس نشد

وقتی که بارون میاد

برو زیر بارون

هرچقد که تونستی قطره های بارون رو جمع کنی . همونقدر دوستم داری

و هر چقدر که نتونستی جمع کنی . بدون همونقدر من تو رو دوست دارم

 




|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 10:40 قبل از ظهر
عشق چیست؟

از استاد ديني پرسيدند عشق چيست؟ گفت:حرام است.

از استاد هندسه پرسيدند عشق چيست؟ گفت:نقطه اي که حول نقطه ي قلب جوان ميگردد.

از استاد تاريخ پرسيدن عشق چيست؟ گفت…: سقوط سلسله  قلب جوان.

از استاد زبان پرسيدند عشق چيست؟ گفت:همپاي love است .

از استاد ادبيات پرسيدند عشق چيست؟ گفت : محبت الهيات است .

از استاد علوم پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عنصري هست که بدون اکسيژن مي سوزد.

از استاد رياضي پرسيدند عشق چيست؟ گفت : عشق تنها عددي هست که پایان ندارد




|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در دوشنبه پنجم شهریور 1386 و ساعت 10:30 قبل از ظهر
JUST I LOVE YOU

TinyPic image

این تنها کلمه ای هست که می تونم بهت بگم

بگیر از من تو ای دل یادبودی            که تنها لایق این دل تو بودی

هزاران خواستند این دل بگیرند                  ندادم چوعزیز دل تو بودی

یقین

با دیدن تو توهمون یه لحظه
گفتم چشات یه عالمه می ارزه

چی داشت چشات که من حالااسیرم
حس میکنم بدون تو میمیرم

هزار تا گل بهت میدم ولیکن
به جاش دلم رو از تو پس میگیرم

 هر چی ستا ره بوده من شمردم
صد بار واست زندهشدم یا مردم

من زیره بار عشق تو شکستم
کاش نمیدادی اون گل و به دستم

هیچ میدونی چه قد شبا خوابیدی
من تا سحر به خاطرت نشستم

ماه دیگه طفلکی من و شناخته
بهم میگه همون که عشق و باخته

پر شده از تو عکسای اطاقم
هر وقت میبینم تازه میشه داغم

من از چشات افتادم اما تو نه
هنوز واسم عزیزو نازنینی

من می دونم کرده یکی طلسمت
اسم من و خط زده از رو اسمت

من ولی جادوی کسی نمیشم
  یه با ر شدم اونم با برقه چشمت


از شمع سه چموختم   

 ایستاده بمیرم    بی صدا بمیرم    به پای دوست بمیرم 

جمله رو همیشه تو ذهنت داشته باش
برای آنکس زندگی کنکه دوستت دارد نه آنکس که دوستش داری


فقط خودت بخون


اون روزی که تو اومدی دلم یه جای دیگه بود
حال و هوای رویاهام،حال و هوای دیگه بود

دلم رو کنده بودم از حرف و نگاهای همه
دنبال مون کسی بودم که توی این دنیا کمه

دیدیم همه مثل همن عادی و سرد و بی وفا
نگات ولی به من میگفت اونا کجا و تو کجا

راس راسی چه روزایی بود،عاشقی هم عالمی داشت
به جز غم دوری مگه دلای ما هم غمی داشت

آدم کسی که دوست داره همیشه اذیت میکنه
اما خودش فکر میکنه داره محبت میکنه.

می شه یا نمی شه

درسته من موافقم زندگی  زیبا نمیشه
تو فال بد اقبالیا هیچکی مث ما نمیشه

هر چی من و تو بشینیم شب تا سحر دعا کنیم
  فرقی نمیکنه بازم معجزه  پيدا نميشه
  آدم اگه عاشق باشهيکي هميشه باهاشه
  من   عاشقم تو عاشقي عاشق که تنها نميمونه.

کاش از اول....
  
  بيا تا بهونه دست مردم دنيا نديم
  بذا بين خودمون بمونه که با هم بديم
 
  يادته هر چي ميخوندن توي گوش منو تو
  ما با خندمون ميگفتيم همه رو بلديم
 
  روزاي قشنگ آشنايي که تموم شدن
  کم کمک زير تموم حرف و قولامون زديم
 
  تشنگيمون از چشاي همديگه رفع نميشه
  منو تو منتظر يه بارش مجدديم
 
  زندگي جدول ضربه تقسيمه ولي
  منو تو گناهمن اينه که تنها عدديم

  همه چيز سند ميخواد به جز گناه عاشقي
  منو تو براي همديگه هزار تا سنديم


 
 

خلوتی با آسمون

 چته آسمون دوباره
کم آوردی باز ستاره

اشک نریز اخماتو وا کن
به خدا فایده نداره

میگن اشک اگه بریزی
سبکت میکنه اما

اونی که گذاشته رفته
کی ما رو به یاد میاره

اگه اون یه کم دوست داشت
بی خدافظی نمی رفت

آسمون دیگه تموم کن
گریه رو فقط دعا کن

که خدای آسمونا
هیچ روزی تنهاش نذاره

تقصیر او نبود
آمد سلام گفت و به چشمم نگاه کرد
یعنی به خاطر هیجانش گناه کرد

تا آن زمان تمام خیالم سپید بود
او آمدو تمام دلم را سیاه کرد

تنها دلیل عشق من و او نگاه بود
با این فریب قلب مرا سر به راه کرد

راهی برای رد شدن از این مسیر نیست
تقصیر او نبود دلم اشتباه کرد

 

 



 

 





|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در دوشنبه هجدهم تیر 1386 و ساعت 11:13 قبل از ظهر
گمگشده

تو بهار گمشده ی منی که در سالهای متمادی عمر سرگردان و سراسیمه به دنبالت می گشتم حال که پیدایت کردام چگونه توان خزانت را خواهم داشت.

بدون تو من می میرم

سکوت تو تمام هستی مرا فرو می ریزد و منم که در پس این غربت به ویرانی میرسم نگاهت را از من نگیر بدون نگاه زیبایت من می میرم.

نه از خاکم نه از بادم نه در بندم نه آزادم نه آن لیلاترین مجنون نه شیرینم نه فرهادم فقط مثل تو غمگینم فقط مثل تودلتنگم

 اگر آبی تر از آبم اگر همزاد مهتابم بدون تو چه بی رنگم بدون تو چه بی تابم .

کاش قلبم درد تنهایی نداشت    چهرهام هرگز پریشانی نداشت  
کاش برگهای آخر تقویم عشق       حرفی از یک روز بارانی نداشت  
 کاش میشد راه سخت عشق را      بی خطر پیمودو قربانی نداشت

میدونم من ناخواسته وارد زندگی تو شدم و آرامش بکر تو را بهم زدم و از آن غم انگیزتر معصومیت زلال  تو را لکه دار کردم
گناه تو نگاه تو بود چشمانی که به دو نگین درخشان دو ستاره فروزان میماند
من ذره ذره در پناه نور آن ستارگان جوانه زدم جان گرفتم و روییدم

دلم نوشتن میخواهد هجوم افکارو اندیشه های نو که همچون چشمه ای
زاینده
از محل حضور تو سرچشمه میگیرد مرا ملزم به نوشتن میکند گفتن درباره دلتنگیهای درونم درباره دوستی ها و روز آخرنمیتوانم ننویسم نمی توانم این حضور را کم رنگ
کنم آخه مهربونی و صداقتت چنان زیاد است که نمی توان به سادگی از کنارش رد شد
دلم پر است از انتظار بهار انتظار خیلی کشنده است اما دوستی گلی است
اما دوستی گلی است  که تنها در قلبهای پاک میرویید و خورشیدی است که پیوسته افق حیات پاک دلان را را روشن می سازد  

 

 




|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 1:58 بعد از ظهر
انتخاب کن

کاش که معشوق ز عاشق طلب جان میکرد

تا که هر بی سر وپایی نشود یار کسی

 می خواهی پای پلکت بمیرم زیر مژه هایت دفنم کنی

می خواهی لبخند بشم        توی لبهات ابدی بشم

می خواهی نگاهت بشم                                  توی چشمات آتش بشم

می خواهی زندگی بشم                                   همراه قلبت بتپم

می خواهی اشک بشم از چشمات بیرونم کنی 

می خواهی صدات بشم از گلوت فریادم کنی

تو بگو می خوای کدوم یکیش بشم




|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 1:36 بعد از ظهر
دلتنگی

دیروز با یک دسته  گل امده بود به دیدنم با یک نگاه مهربون همون نگاهی که سالها ارزو شو داشتم و از من دریغ می کیرد گریه کرد و گفت دلش برام تنگ شده ولی من فقط نگاهش کردم .. وقتی رفت سنگ قبرم از اشکش خیس شده بود

 




|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 1:3 بعد از ظهر
دوست دارم

از پشت پنجره ی کوچک تنهایی با تو حرف می زنم از پشت دیوارهای دلتنگی ام هر شب برای یافتن تو از رودخانه اشکهایم با قایق غمها برای یافتن تو تا انتهای ظلمت پارو می زنیم و می نویسیم با دلتنگی روی روی گل برگهای غم آلودهی شقایق که دوست دارم.

 

   می دونین میخوام چی بگم میخوام بگم عشقی که آخرش جداییه خدا کنه هیچ وقت سراغمون نیاد. 

        

 



|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 12:24 بعد از ظهر
درد و حسرت فراق

از من ای هستی من دور شو

که مرا بی تو تمنایی نیست

 جز تمنای دو چشم نازت

 به دلم حسرت بی نایی نیست

افسوس...آن زمان كه بايد دوست بداريم كوتاهي مي كنيم آن زمان كه دوستمان دارند لجبازي مي كنيم و بعد براي آنچه از دست رفته آه ميكشيم

 

 




|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 12:24 بعد از ظهر
آدم ها

آدما مثل يه كتاب مي مونن كه تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذابن پس سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني تا زود تموم بشي براي اينكه وقتي تموم بشي مطمئن باش مي رن سر يه كتاب ديگه


|لينك مطلب| نوشته شده توسط ** فرزانه در یکشنبه هفدهم تیر 1386 و ساعت 11:56 قبل از ظهر


Copy Right By: http://farzaneh-gham.blogfa.com
Sponsored By: Masoud Rezaie